02
مه

ماندافزار نورپردازی يكپارچه در سقف

ماندافزار نورپردازي يكپارچه

كاشي هاي آكوستيك از جمله واحدهاي پيموني الياف معدني يا شيشه اي محسوب مي شوند. برخي از آنها داراي نماي چوبي، ويتيلي، آلومينيومي يا سراميكي هستند. اين نوع كاشي ها معمولاً براي دسترسي به فضاي سقف قابل جابه جايي مي باشند.
سقف هاي كاذب كوتاه ترين بخش يك سقف بر تنوع فضا و صميمت فضاهاي تحت پوشش مي افزايد. سقف هاي كوتاه با روكارهاي صوتي براي جذب صدا در فضاهاي پُر سر و صدا طراحي مي شوند. زيرنماهايي كه به صورت آويزان از سقف ها ساخته مي شوند در مخفي كردن كانال كشي و تجهيزات مكانيكي ديگر در فضاي اتاق و يا پُر كردن فضاهاي بالاي كابينت ها يا قفسه ها نقش مؤثري دارند.
سايبان ها و سايه افكن هاي سقفي از پارچه، كاشي آكوستيك، فلز، پلاستيك نيمه شفاف و مصالح ديگر ساخته شده و امكان رها شدن سقف ها در سراسر فضاهاي كوچك و حتي در زير مصالح روكار سقفي ديگر را فراهم مي كنند. سايبان ها و سايه افكن ها از آويزها و يا سيم ها آويزان شده و معمولاً دسترسي به تجهيزات قرار گرفته در بخش بالايي سقف را آسان مي كنند. سايه افكن ها داراي سيستم هاي قاب سازه اي بسياري هستند و به طور معمول از مصالح آكوستيك و گاهي اوقات با يك روكار فلزي ساخته مي شوند.
سيستم هاي سقفي كششي متشكل از ريل هاي سبك با وينيل و يا پارچه هاي سبك ديگري هستند كه در امتداد آن وصل شده اند. اين نوع سقف ها تقريباً فاقد شكل خاصي هستند.

سايبان هاي سقف

اندازه و ارتفاع سقف ارتفاع يك سقف، تأثير زيادي در اندازه فضاي مورد نظر دارد. در حالي كه ارتفاع سقف بايد در ارتباط با ابعاد ديگر، سكونت و كاربرد يك اتاق مورد بررسي قرار گيرد، برخي تعميم ها هنوز بايد در مورد بُعد عمودي فضا انجام شود.
سقف هاي بلند به فضا احساس باز بودن، هوايي مطبوع و غرور مي بخشند. همچنين آنها حسي از بزرگي يا رسمي بودن را به ويژه هنگامي كه داراي شكل و فرمي با قاعده هستند، در فضا ايجاد مي كنند و به جاي شناور و مردد بودن در سراسر فضا، مي توان آنها را بالارونده طراحي كرد.
از طرفي ديگر، سقف هاي كوتاه بر كيفيت حفاظي خود تأكيد كرده و تمايل به خلق فضايي راحت و صميمي دارند. اين نوع سقف ها در سراسر فضايي وسيع ممكن است حسي غم انگيز را به فضا القا كنند.
تغيير ارتفاع سقف در فضا يا از فضايي ديگر در تعيين مرزهاي فضايي و تمايز ميان فضاهاي مجاور مؤثر است. در مقابل، ميزان ارتفاع سقف بر كوتاهي يا بلندي سقف ديگر تأكيد مي كند.

ارتفاع معمولي يك سقف بايد متناسب با ابعاد افقي فضا و كاربرد آن باشد.
اندازه و ارتفاع سقف هنگامي كه سقفي مسطح با كفي در سطح بالايي تشكيل مي شود، ارتفاع آن با ارتفاع كف تا كف و عمق سازه كف تعيين مي گردد. يا دارا بودن ابعاد معيني از سقف، ارتفاع ظاهري آن به روش هاي مختلف قابل تغيير است.
به دليل كاهش ارزش نور، سقف هاي صاف و رنگ روشن حسي از وسعت را با بازتاب نور القا مي كنند. بهره گيري از مصالح ديوار يا ادامه دادن آنها تا سقف و به ويژه زماني كه از يك گلويي براي اين انتقال ميان ديوار و سقف استفاده مي شود. در مرتفع تر به نظر رسيدن آن مؤثر هستند.
ارتفاع ظاهري يك سقف با استفاده از رنگ تيره و درخشاني كه در كنتراست با رنگ ديوار يا مصالح سقف است و يا روي ديوارها تمام مي شود، كوتاه به نظر مي رسد.
هواي گرم تمايل به بالا رفتن و هواي سرد تمايل به پائين آمدن دارد. يك سقف بلند امكان بالا رفتن هواي گرم را در اتاق فراهم كرده، در حالي كه هواي سرد در سطح كف باقي مي ماند. اين الگوي جابه جايي هوا، سقف هاي بلند را براي آب و هواي گرم مناسب كرده ولي در هواي سرد گرم كردن آنها دشوار است. در مقابل، فضاهايي كه داراي سقف هاي كوتاه هستند، هواي گرم را به دام انداخته و گرم كردن آنها در هواي سرد آسان است. اما ساخت چنين فضاهايي در آب و هواي گرم نامناسب است.

گلويي هاي سقف انتقال از ديوار به سقف را آسان مي كنند.

سقف تيره رنگي كه اندكي تا روي ديوار پائين آمده، ارتفاع آن را به ظاهر كمي مي كند.
فرم هاي سقف سقف هايي كه توسط سازه كف بالايي حمايت مي شوند معمولاً مسطح هستند. هنگامي كه سقفي با سازه بام طراحي مي شود، مي تواند فرم هاي ديگري كه شكل سازه را منعكس مي كنند، بر جذابيت بصري مي افزايد و به فضا جهت مي دهد به خود گيرد.
سقف تك شيب يا واريخته ممكن است چشم را بر اساسس موقعيت قرارگيري منابع نورپردازي در اتاق به سمت بالا و به طرف تيزه و يا به سمت پائين و خط لبه بام هدايت كند.
سقف هاي دوشيب سبب توسعه فضا به سمت بالا و خط تيزه مي شوند. فرم دو شيب ممكن است توجه ما را به ارتفاع تيزه يا طول آن جلب كند. سقف هرمي، چشم را به سوي نوك خود و نقطه اي هدايت مي كند كه با روشنايي نورگير سقفي برجسته تر به نظر مي رسد.

سقف دو شيب سقف تك شيب

سقف هرمي خارج از مركز سقف هرمي
فرم هاي سقف سقف نيم قوسي از سطحي منحني براي آسان كردن برخورد خود به سطوح ديوارهاي پيرامون استفاده مي كند. نتيجه تركيب سطوح عمودي و افقي به فضاي محصور شده، كيفيت شكل پذير مي باشد. افزايش اندازه نيم قوس منجر به ساخت سقف هاي تاق دار و گنبدي شكل مي شود. يك سقف تاق دار، چشم ما را به طرف بالا و در امتداد طول خود هدايت مي كند. در حالي كه يك سقف گنبدي داراي فرم متمركزي است كه فضا را به سمت بالا توسعه داده و توجه ما را به فضاي زير مركز خود جلب مي كند. سقف هايي كه داراي اشكال آزاد و بي قاعده هستند در تضاد با كيفيت سطحي ديوارها و كف بوده در نتيجه توجه ما را به خود جلب مي كنند. همچنين سقف هاي منحني شكل يا زاويه اي از جمله سقف هاي تزئيني محسوب شده كه بر عناصر ديگر فضاي داخلي احاطه دارند.
سقف بي قاعده منحني شكل سقف بي قاعده زاويه اي

سقف گنبدي سقف تاق دار
سقف ها و نور سقف به عنوان عنصري كاربردي بر روشنايي، كيفيت آكوستيك و ميزان انرژي مورد نياز براي گرم يا خنك كردن فضا اثر مي گذارد.
ارتفاع و كيفيت هاي سطحي سقف بر ميزان روشنايي درون فضا اثر مي گذارد. ماندافزارهاي نصب شده در بالاي سقف به منظور دستيابي به سطح روشنايي برابر با ماندافزارهايي كه در ارتفاع كمتري از سقف آويزان هستند بايد نور خود را از فاصله بيشتري منتشر و پخش كنند.
از آنجايي كه سقف در معرض عناصري قرار ندارد كه مانع انتشار نور از منابع نوري مي شوند، در صورت صاف بودن و داشتن رنگي روشن مي تواند به عنوان يك بازتاب دهنده مؤثر نور عمل كند. با تابش مستقيم نور از پائين يا از يك ضلع سقف به تنهاي مي تواند به سطح وسيعي با نور ملايم تبديل شود.
شدت نور بر اساس جذر فاصله آن از منبع كاهش مي يابد.

سقف هايي كه داراي رنگ روشني هستند، مي توانند به عنوان منبع روشنايي در زماني عمل كنند كه با منابع نوري وسيعي روشن شوند.
سقف ها و صوت از آنجايي كه سقف، بزرگترين سطح غيرقابل استفاده يك اتاق محسوب مي شود. فرم و بافت آن مي تواند اثر مهمي بر ويژگي آكوستيك اتاق داشته باشد. مصالح سقف سفت و صاف، صداي هوابرد را در فضا بازتاب مي دهند. در برخي شرايط مي توان از مزيت مصالح جذب كننده صدا در فضا بهره برد مانند اداره ها، فروشگاه ها و رستوران ها، به منظور كاهش بازتاب صدا از منابع متعدد مي توان از سقف هاي آكوستيك استفاده كرد.
لرزش نامطلوب در فضا در نتيجه پژواك مكرر و سريع صدا است كه به جلو و عقب ميان دو سطح موازي و غيرجذب كننده يا سطوح مقعري همچون سقف گنبدي شكل كم عمق و كفي با سطحي سخت حركت مي كند. افزودن سطوحي كه داراي خاصيت جذب كنندگي هستند، روشي براي اصلاح اين نوع لرزش ها محسوب مي شود. روش ديگر، شيب دار كردن سقف يا كاربرد سطحي چندوجهي است.

پنجره ها پنجره ها و درگاه ها سطوح ديوارهايي كه به ساختمان شكل بخشيده و فضاهاي داخلي را تعيين كرده اند، خراب مي كنند. آنها از جمله عناصر گذرگاهي معماري و طراحي داخلي محسوب مي شوند كه يك فضا را به فضاي ديگر و فضاي داخلي را به فضاي خارجي به لحاظ بصري و فيزيكي متصل مي كنند.
اندازه، شكل و مكان قرارگيري پنجره ها بر تركيب بصري سطح يك ديوار و حس محصوريت ناشي از آن اثر مي گذارد. پنجره را مي توان به عنوان بخشي روشن در داخل يك ديوار و يا سطحي تيره در هنگام شب، يك ورودي چارچوب بندي شده توسط ديوار و يا فضايي خالي و جداكننده دو سطح ديوار از يكديگر در نظر گرفت. همچنين مي توان آن را تا اندازه اي بزرگ كرد كه به يك پنجره ديواري شفاف تبديل شود كه انگار فضاي داخلي را با فضاي خارجي و يا فضاهاي داخلي مجاور ادغام كرده است.
پنجره بندي، اصطلاحي است كه به توصيف طرح و مكان قرارگيري پنجره ها در ساختمان مي پردازد. شيشه كاري نيز به قطعات و ورقه هاي شيشه و مصالح شفاف ديگري اشاره دارد كه در داخل قاب ها، پنجره ها، درها يا آينه ها به كار مي رود.

پنجره دوسطح را از يكديگر جدا مي كند. پنجره، چشم اندازها را قاب بندي مي كند.

طراحی سقف کاذب