13
مه

آشنایی با نورپردازی و آكوستيك در طراحی سقف کاذب

نورپردازي و آكوستيك

نور، انرژي تابشي است و به طور يكسان در همه جهات تاييده شده و پس از ساطع شدن از منبع خود در سطحي گسترده منتشر مي شود. همچنين شدت اين انرژي بر اساس فاصله اي كه از منبع خود دارد، كاهش مي يابد.
در اثر تابش نور، سطوح و فرم هاي اشياء در فضا براي ما نمايان مي شوند. از اين رو، اشياء قادر به انعكاس يا جذب نوري هستند كه به سطح آنها برخورد مي كند و به آن اجازه عبور مي دهند.

بازتاب آينه اي زماني رخ مي دهد كه نور از يك سطح درخشان و مات بازتابش كند. تابش غيرپراكنده در اجسام روشن و شفافي همچون شيشه و برخي از پلاستيك صورت مي گيرد پراكنش در اجسام نيمه شفاف همچون شيشه مات در حالي رخ مي دهد كه منبع نور به وضوح قابل رؤيت نيست. اجسام كدر مانع از عبور نور شده و سايه ايجاد مي كنند.

نورپردازي و ديد
خورشيد، ستارگان و لامپ هاي الكتريكي با نوري كه از خود توليد مي كنند براي ما قابل رؤيت هستند. مشاهده اغلب اشياء به دليل نوري است كه از سطح آنها منعكس مي شود. توانايي در ديدن براي تشخيص شكل، رنگ، بافت و نيز درك تفاوت يك شي با شي ديگر نه تنها تحت تأثير ميزان نور موجود براي روشنايي است، بلكه به عوامل زير نيز بستگي دارد:
روشنايي
كنتراست
نورزدگي
پخش
رنگ

نور تابشي
نور در آشكار شدن شكل، رنگ و بافت اشياء نقش دارد.

روشنايي
روشنايي به ميزان انرژي نوري منعكس شده توسط سطح اشاره دارد. درجه روشنايي يك شي به ارزش رنگ و بافت سطح آن بستگي دارد. يك سطح درخشان با رنگ روشن، نور بيشتري را در مقايسه با يك سطح تيره و مات با بافت ناصاف، بازتاب مي كند. در حالي كه هر دو سطح مذكور با مقدار نور برابر روشن شده اند.
به طور كلي، تيزفهمي ديد با ميزان روشنايي جسم افزايش مي يابد. اهميت يكساني در روشنايي نسبي ميان جسمي كه مشاهده مي شود و محيط پيرامون آن وجود دارد. در تشخيص شكل، فرم و بافت اشياء وجود مقداري كنتراست يا روشنايي نسبي لازم است. به عنوان مثال، مشاهده يك جسم سفيدرنگ در زمينه اي سفيد و يا مشاهده يك شي سياه رنگ در زمينه اي سياه دشوار است.

اگرچه اين اشياء به طور يكسان روشن شده اند، اما سطوح آنها در روشنايي بر حسب ارزش رنگ، بافت و نيز توانايي در بازتاب نور متفاوت هستند.
روشنايي= تابش×قابليت بازتاب

كنتراست در روشنايي به درك ما از شكل و فرم اشياء كمك مي كند.

كنتراست كنتراست ميان يك شي و زمينه آن براي امور بصري كه نيازمند تشخيص شكل و نما مي باشد از اهميت بسياري برخوردار است. به عنوان مثالي روشن مي توان به صفحه اي چاپ شده به زمينه تيره اشاره كرد كه خواندن آن در مقايسه با زماني كه حروف روي صفحه اي كم رنگ چاپ مي شوند، سخت تر است.

براي مشاهده سطوح كاري نيازمند تشخيص سطح بافت و جزئيات مربوط به آنها هستيم. كنتراست كمتر ميان سطح و زمينه آنها مطلوب به نظر مي رسد، زيرا چشم ما به طور خودكار با ميانگين روشنايي صحنه تنظيم مي شود. فردي كه در مقابل زمينه اي روشن قرار دارد، ضد نور ديده مي شود به طوري كه اعضاء صورتش به سختي قابل تشخيص است. روشنايي سطح كار بايد با روشنايي زمينه آن يكسان و يا اندكي بيشتر باشد. يه طور كلي نسبت حداكثر روشنايي 1:3 ميان سطح كار و زمينه آن توصيه مي شود. نسبت روشنايي ميان سطح كار و تيره ترين بخش اتاق پيرامون نبايد بيش از 1:5 باشد. نسبت هاي روشنايي بالاتر مي تواند با مشكلات درخشش، خستگي چشم و در نهايت كاهش كارايي بصري همراه شوند.

براي كمك به تشخيص جزئيات سطح، روشنايي
آن بايد افزايش يابد. روشنايي بالاي زمينه به تعيين شكل و نماي كلي آن كمك مي كند.
روشنايي فضاي پيرامون (3) كار بايد 1/5 تا 5 برابر روشنايي فضاي كار (1) باشد.
حداكثر نسبت روشنايي توصيه شده ميان ناحيه بصري كار (1) و زمينه آن (2) 1:3 است.

 

سقف کاذب کناف    طراحی سقف کاذب     اجرای سقف کاذب